موفقیت را از نزدیک دنبال کنید...

دوره آموزشی سفر بزرگ – قسمت 5

امروز یازدهم فروردین 1400 – ارسال ارتعاش

 

تقریبا 5 روز از آغاز سفر بزرگ گذشت. با همه ی اطلاعاتی که در چند روز اخیر کسب کردم، هنوز احساس میکنم در نیمه ی تاریک وجودم، همون قسمتی که همیشه اون رو از دیگران مخفی میکنم، ترس، نگرانی و قضاوت وجود داره. نگاه سنگین خانواده و اطرافیانم روی سرم سایه انداخته. نگاهی که با من حرف میزنه: دیدی 5 روز گذشت و هیچ کاری نکردی؟… اصلا کیه که تو 5 روز به همه ی هدف های زندگیش رسیده باشه؟ کسی رو میشناسم که در فرودگاه کار میکنه. خیلی وقت پیش به من گفت: 30 روز زمان میبره تا یک هواپیما برای پرواز آماده بشه ولی فقط چند دقیقه طول میکشه تا پرواز کنه. از کجا معلوم منم در حال آماده شدن برای پرواز نباشم؟ مطمئنم تک تک این روزهایی که میگذره و هیچ خبری از اون موفقیت بی پایان نمیشه، دخیله توی اون پرواز بزرگ. من فعلا درحال عیب یابی و تعمیر خودم هستم. به محض اینکه روز موعود فرا برسه، مثل کرمی که زمان پروانه شدنش رسیده باشه، این پیله ی ظلمت و تاریکی رو میشکافم و مثل یک پروانه زیبا، عظمت خودم رو به نمایش میذارم. به قول شمس تبریزی، عارف بزرگ جهان، فصل ها در درون ما هم وجود دارن! همونطور که فصل های سال تغییر میکنن، فصل های درونی ما هم دائما در حال  تغییره. ممکنه الان فصل درونی من پاییز باشه، شایدم یک زمستون سرد. ولی مردم با دیدن زمستون و پاییز وحشت زده نمیشن، هیشکی بخاطر از راه رسیدن زمستون یا پاییز دچار افسردگی نمیشه، چون همه ی ما میدونیم که بالاخره یه روز بهار از راه میرسه و وزش باد بهاری، مثل صور اسرافیل هر مرده ای رو روی زمین زنده میکنه…

 

من زندگی نامه افراد موفق زیادی رو مطالعه کردم، اونها شرایط خیلی سخت تری نسبت به من پشت سر گذاشتن؛ خیلی از کمپانی های مشهور دنیا در آغاز فعالیت خودشون شکست خوردن، بسیاری از اونها فروش خیلی کمی داشتن، اما امروزه میبینیم که اونها تبدیل به غول های تولیدی دنیا شدن. همیشه در طول مسیر موفقیت، موانعی وجود داره. موانعی که ممکنه آدم رو تا مرز ناامیدی پیش ببره. اما برنده ی بازی، کسیه که تحت هیچ شرایطی تسلیم نمیشه. وقتی به گذشته خودم فکر میکنم، میبینیم خیلی مواقع بوده که اگه فقط کمی بیشتر دوام آورده بودم، امروز موقعیت بهتری داشتم. حالا مفهوم این جمله رو درک میکنم که میگه: اغلب افراد درست زمانی تسلیم میشن که فقط چند قدم با موفقیت فاصله دارن…

 

خب، بگذریم! نباید اجازه بدم هیچ چیزی موجب پراکندگی ذهن من بشه. باید مدام روی مسیر خودم تمرکز کنم. زمانی ناپلئون هیل گفت: موفقیت دو قانون مهم داره: اول مشخص کردن خواسته ها، دوم داشتن اشتیاق سوزان. تا این لحظه من مشخص کردم که چه خواسته هایی دارم و فکر میکنم اشتیاق لازم برای رسیدن به هر کدوم از اونها رو هم دارم. حالا در مرحله ی بعدی به عنوان یک کار عملی، باید سعی کنم با استفاده از ذهن خودم، ارتعاش مربوط به خواسته هام رو ارسال کنم. بنظر خنده دار میاد که آدم بشینه و به یه چیز مشخص فکر کنه و بعد اون وارد زندگیش بشه! ولی نباید فراموش کرد که ادیسون و اینشتین آدم های ابلهی نبودن! اینشتین زمانی گفت افکار ما در واقع اشیاء هستن یعنی هر فکر یک شی فیزیکی به حساب میاد که دارای قطب مغناطیسیه!  وقتی من به یک اوپتیمای سفید فکر میکنم، اوپتیمای سفید، اوپتیمای سفید، اوپتیمای سفید، اوپتیمای سفید، در واقع دارم ارتعاش یک اوپتیمای سفید رو ارسال میکنم و وقتی مدام به چیزی فکر میکنم، همونطور که ارل نایتینگل گفت، اون رو جزئی از زندگی خودم میکنم! حالا ممکنه این وسط، این فکر هم به ذهنم برسه که توانایی خرید اوپتیمای سفید چی؟ اطلا مهم نیست! من نیاز ندارم بدونم قانون جذب چطوری کار میکنه و چطوری میخواد یه اپتیمای سفید رو وارد زندگیم کنه، تنها چیزی که مهمه اینه که قانون جذب کار میکنه و قانون یعنی اون چیزی که از لحاظ علمی به اثبات رسیده باشه. حالا سوال اینه که اگه موضوع به همین سادگیه، چرا قانون جذب برای همه کار نمیکنه؟

 

یک اصل مهم وجود داره که درواقع کلید جواب دادن قانون جذبه و اون اصل مهم میگه: اگه میخوای قانون جذب برات کار کنه، همین الان حال خودت رو خوب نگه دار!!! چرا ما همیشه افراد ثروتمند و موفق رو در حال تفریح و خوشگذرونی میبنیم؟ اونها اغلب کاری رو انجام میدن که احساس خوبی بهشون بده. چون اونها میدونن کلید کار کردن قانون جذب، داشتن احساس خوب در همین لحظه س. مردم فکر میکنن ثروتمندان حالشون خوبه چون پول دارن در حالی که کاملا برعکسه! اونها حالشون خوبه، برا همین پول دارن! پس حال خوب، کلید کار کرد قانون جذبه. داشتن حال خوب، در اصل یک هنر ارزشمنده که خب خیلی ها ندارن! ولی من باید این هنر رو یاد بگیرم. اگر امروز نتونم بخاطر داشتن تمام نعمت هایی که خداوند به من داده شاد و خوشحال باشم، پس اگه همه ی دنیا رو هم به من بدن حالم خوب نمیشه. یه اصل مهم دیگه در مورد کار کرد قانون جذب وجود داره و اون باورِ! از بین تمام آروزها و رویا هایی که یک شخص میتونه داشته باشه، تنها به اونی میرسه که صد در صد بهش باور داره. پس باید اول ارتعاش اون خواسته هایی رو ارسال کنم که صد در صد میدونم بهش میرسم. از همین امروز این کار رو انجام میدم و در روز های بعدی تمام نتایج و نشانه ها رو ثبت میکنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 4 =