موفقیت را از نزدیک دنبال کنید...

دوره آموزشی سفر بزرگ – قسمت 7

امروز سیزدهم فروردین 1400 – نگاه برنده

 

سال گذشته مفهوم بسیار جالبی رو از یک استاد حوزه ی موفقیت یاد گرفتم. مفهومی که میگه: از مهمترین دلایل عدم نتیجه گیری افراد بعد از قدم گذاشتن در مسیر موفقیت، اینه که اونها به اندازۀ کافی صبور نیستن. هیچ کشاورزی بعد از کاشت یک بذر، هر روزِ خدا نمیره اون رو از خاک درش بیاره تا ببینه که آیا رشدی داشته یا نه! چون این کار باعث مرگ اون بذر میشه. درک این مفهوم به من کمک میکنه تا وقتی قدمی برمیدارم، سریعا انتظار نتیجه نداشته باشم. چرا که هر درختی فقط در فصل خودش میوه میده، نه زود تر و نه دیر تر…

 

خانومی رو میشناسم که مدتها پیش در اثر یک حادثه ناگوار، دچار مرگ موقت شد. میگفت در تجربه ی نزدیک به مرگم، دیدم که روح من به عالم برزخ رسید و با راهنمایان معنوی خودم ملاقات کردم. از اونها سوال پرسیدم که در دنیا از چه راهی به من کمک میکردید؟ اونها در جواب گفتن: به واسطه ی فکر ها و ایده هایی که به ذهنت میرسید. از لحظه ای که این حرف رو شنیدم، هربار که ایده ای به ذهنم میرسه، یقین پیدا میکنم که نشونه ای از طرف خداونده و خدا همیشه با زبان نشانه ها با ما حرف میزنه. بعد از اینکه سفر بزرگ خودم رو آغاز کردم، اولین ایده ای که به ذهنم رسید، ثبت نام در یکی از سایت های فریلنسری ایران بود. با خودم فکر کردم شاید از این طریق بتونم چند تا پروژه خوب بگیرم و کسب درآمد کنم. بنظر اتفاق بزرگی نمیاد ولی من خوب میدونم که این اصل ماجرا نیست! وقتی سعی میکنیم با کمک قانون جذب، مثلا یه مبلغی پول به ارزش 10 میلیون تومن رو وارد زندگیمون کنیم، در ابتدا پول خیلی کمی بدست میاریم! بیشتر افراد در همین مرحله ناامید میشن و با خودشون میگن: من 10 میلیون میخواستم، ولی فقط 500 هزار تومن جذب کردم، پس این قانون جواب نمیده! چیزی که اونها نمیدونن اینه که 500 هزار تومن، اصل قضیه نیست، بلکه فقط یک نشونس که میخواد بگه: 10 میلیون دیگه تو راهه! پس نگاه برنده اینه: ای ول! وقتی تونستم 500 تومن جذب کنم، پس 10 میلیون تومن هم میتونم، چون قانون جذب کار میکنه…

 

ما هیچ نیازی نداریم برای شروع، یک کسب و کار عالی داشته باشیم؛ ولی نیاز داریم برای اینکه یه کسب و کار عالی داشته باشیم، از یه جایی شروع کنیم. مثلا شرکت لامبورگینی که امروزه زیباترین ماشین های سوپر اسپرت ایتالیایی رو تولید میکنه، اولین محصولش تراکتور بود!!! ایده ی تولید تراکتور فقط یه نشونه بود که میخواست بگه این تازه اول راهه. مطمئنم این موضوع در مورد منم صدق میکنه. شاید اولین ایده ای که به ذهنم رسید، خیلی کوچیک باشه ولی خب دینامیت همیشه از بسته های کوچیک در میاد… طبق قانون تکامل، برای اینکه به 10 برسی، حتما باید 1 تا 9 رو پشت سر بذاری. دقیق نمیدونم الان تو مرحله ی 1 هستم یا 2 ولی ایمان دارم که در انتهای این مسیر اتفاقات بی نظیری رو تجربه میکنم. هر روز نسبت به روز های قبل احساس شادی و نشاط بیشتری دارم و این اصلی ترین نشونه ی تغییر باور های منه… من امروز میدونم که جهان هستی چطوری کار میکنه، میدونم که همه چیز از انرژی یا ارتعاش ساخته شده، میدونم ذهن من قویترین فرستنده و گیرنده ی امواج در کل دنیاست، میدونم که زندگی هرکسی، بازتابی از باور هاشه و اینم میدونم که با تمرین و تکرار مداوم، میتونم هر ارتعاشی که بخوام بفرستم و اون رو جذب کنم. درسته! من اون راز بزرگ رو میدونم و همه چیز تحت کنترله…

 

هر چیزی که میخوام، منو میخواد؛ این عقیده منه… من میتونم مثل یک آهنربای مغناطیسی، هر خواسته ای رو جذب کنم. معنویت، پول، عشق، شادی، افتخار، خوشبختی و… همونطور که ناپلئون هیل گفت: هر چیزی که ذهن انسان بتونه تصور کنه، قابل دستیابیه. اگه در نظر بگیریم همه ی اینها که گفتم، پشت یک در بسته قرار گرفته باشه، کلید باز کردن این در، فقط یه چیزه! عزت نفس. من هیچوقت یاد نگرفتم درست درخواست کنم. همیشه خواسته هام رو با ترس و لرز به زبون آوردم. یک عمر فکر میکردم وقتی بزرگ درخواست میکنم، خداوند به من میگه: واقعا که خیلی پر رویی! در صورتی که خداوند در کتاب مقدس میگه: با قدرت به تخت پادشاهی بیا، مثل کرم در خاک نرو. من عاشق این حرف خدا شدم. خدایی که به وضوح داره میگه: با قدرت به درگاه من بیا، بزرگترین خواستت رو به من بگو، بگو تا بهت بدم! لطفا مثل کرم ها زیر خاک مخفی نشو! گردنت رو کج نکن و نگو میدونم سرت شلوغه، آیا به من کمک میکنی؟! خدا میگه برو عزت نفس رو از حضرت سلیمان یاد بگیر! وقتی به درگاه من اومد، با قدرت تمام گفت: ای خداوند، به من ثروتی بده که به هیچ انسانی ندادی! خداوند هرگز به حضرت سلیمان نگفت: چقدر تو رو داری سلیمان! نا سلامتی تو پیامبری! در عوض بهش ثروتی داد که پیش از اون به هیچ انسانی عطا نکرده بود. خداوند میخواد که من اون فکر کرم گونه رو کنار بذارم و طوری زندگی کنم که لایقش هستم. من سالها با این باور اشتباه زندگی کردم که هرگز نمیشه ثروت و معنویت رو به طور همزمان و در کنار هم داشته باشی، در حالی که تمام پیامبران خدا، از ثروتمندترین مردان دوره ی خودشون بودن! پیامبرانی مثل حضرت سلیمان، حضرت داوود، حضرت یوسف، حضرت یعقوب و خیلی های دیگه…

 

برنده ها همیشه نگاهشون به زندگی متفاوته. اونها بسیار صبورن، هرگز کسی رو بخاطر ناکامی هاشون مقصر نمیدونن، هرگز دنبال بهونه نمیگردن و هیچ وقت کوچیک درخواست نمیکنن. اونها از عزت نفس خیلی بالایی برخوردارن، چون باور دارن که روح خداوند در درون اونها جریان داره…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 + 9 =